تبلیغات
دانلود آهنگ،فیلم و عکس،گیم سفارشی و در هم - تاریخ جغرافی ایران

Turkieshهمشه برتین


Admin Logo
themebox Logo
جهت عضویت در سهند در قسمت بالا نام و در قسمت پایین ایمیل خود را وارد نمایید تا اولین کسی باشید که مطالب سهند را می خوانید





Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید








تعبیر خواب

 
 




جغرافیا ، 1) جغرافیا در جهان‌ اسلام‌. اصطلاح‌ جغرافیا به‌ عنوان‌ دانشی‌ كه‌ به‌ مطالعه سطح‌ زمین‌ به‌ عنوان‌ سكونتگاه‌ بشر می‌پردازد، برگرفته‌ از واژه مركّب‌ یونانی‌ geo به‌ معنای‌ زمین‌ grapheing به‌ معنای‌ نوشتن‌ و نگارش‌ است‌ كه‌ نخستین‌ بار آن‌ را اراتستن‌ (ح : 273 ـ ح 192 ق‌ م‌)، دانشمند بزرگ‌ یونانی‌، به‌كار برده‌ است‌. این‌ اصطلاح‌ نزد جغرافیدانان‌ مسلمان‌ علاوه‌ بر واژه «جغرافی‌» با عناوین‌ صوره الارض‌ و قطع‌الارض‌ (پیمایش‌ زمین‌) شناخته‌ می‌شد كه‌ با تعیین‌ موقعیت‌ مكانها، شناخت‌ راهها، اندازه‌گیری‌ زمین‌ و مساحی‌ و نقشه‌كشی‌ ارتباط‌ نزدیك‌ و عمیقی‌ داشت‌. تكوین‌ جغرافیا نزد مسلمانان‌ مرهون‌ توسعه سریع‌ اسلام‌ در سالهای‌ اول‌ بعد از هجرت‌ است‌ كه‌ به‌ اطلاعات‌ جغرافیایی‌ وسعت‌ فوق‌العاده‌ بخشید و از این‌ حیث‌، ظهور اسلام‌ را باید نقطه عطفی‌ در تحول‌ دانش‌ جغرافیا دانست‌. دین‌ اسلام‌ انگیزه‌های‌ فراوانی‌ برای‌ توجه‌ به‌ دانش‌ جغرافیا و رشد آن‌ فراهم‌ ساخت‌ كه‌ اهمّ آنها به‌ این‌ شرح‌ است‌:

الف‌) اسلام‌ علم‌آموزی‌ را بر همه پیروان‌ خود واجب‌ كرده‌ است‌ و مسلمانان‌ بر پایه ارشادات‌ دینی‌، از همان‌ آغاز همواره‌ در فراگرفتن‌ دانش‌ در باره جهان‌ بر یكدیگر سبقت‌ می‌جستند و با در نظر گرفتن‌ حدیث‌ نبوی‌ «اُطلُبوا الْعلمَ وَلَوْ بِالصینِ»، رنج‌ راههای‌ دور را برای‌ كسب‌ علم‌ تحمل‌ می‌كردند.

ب‌) قرآن‌ كریم‌ با ذكر مطالبی‌ درباره خلقت‌ كائنات‌ و شب‌ و روز و حركات‌ خورشید و ماه‌ و كواكب‌ و همچنین‌ آبها و خشكیهای‌ جهان‌، مسلمانان‌ را با مبانی‌ دانش‌ جغرافیا آشنا ساخت‌ و اشارات‌ قرآن‌ به‌ اقوام‌ گذشته‌ و آثار باقی‌مانده‌ از آنان‌، مسلمانان‌ را به‌ سیروسفر و كسب‌ اطلاع‌ در باره تمدنهای‌ گذشتگان‌ تشویق‌ می‌كرد.

ج‌) سفر حج‌، كه‌ بر هر مسلمان‌ مستطیع‌ واجب‌ است‌، خود بزرگ‌ترین‌ انگیزه‌ را در شناسایی‌ مسالك‌ (راهها) و ممالك‌ (شهرها و آبادیها) به‌وجود آورد و تجمع‌ هزاران‌ زائر از اطراف‌ و اكناف‌ جهان‌ اسلام‌ در مكه‌، آگاهیهای‌ فراوانی‌ در باره اوضاع‌ جغرافیایی‌ و نحوه زندگی‌ و اوضاع‌ اجتماعی‌ و آداب‌ و سنن‌ مسلمانان‌ جهان‌ فراهم‌ ساخت‌.

د) فتوحات‌ موفقیت‌آمیز دهه‌ها و قرون‌ اولیه‌ موجب‌ شد كه‌ دین‌ اسلام‌ از سواحل‌ اقیانوس‌ اطلس‌ در اروپا و افریقا در غرب‌ تا سرزمین‌ هند در شرق‌ و از آسیای‌ مركزی‌ و سواحل‌ دریاهای‌ سیاه‌ و خزر در شمال‌ تا حبشه‌ و صحرای‌ بزرگ‌ افریقا در جنوب‌ گسترش‌ یابد و بخش‌ عمده‌ای‌ از جهان‌ معلوم‌ آن‌ زمان‌ را در بر گیرد. در این‌ منطقه وسیع‌، آب‌ و هوا و اوضاع‌ جغرافیایی‌ متنوعی‌ حكمفرما بود و این‌ امر اطلاعات‌ جغرافیایی‌ فراوانی‌ فراهم‌ ساخت‌، ضمن‌ آنكه‌ اداره‌ و حراست‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌، گردآوری‌ اطلاعات‌ لازم‌ در باره جمعیتها و منابع‌ ثروت‌ و راههای‌ ارتباطی‌، و به‌طور كلی‌ اوضاع‌ جغرافیایی‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌ را ضروری‌ می‌ساخت‌.

ه ) در سراسر جهان‌ وسیع‌ اسلام‌، زبان‌ قرآن‌كریم‌ موجب‌ آشنایی‌ ارباب‌ معرفتِ این‌ قلمرو، با زبان‌ عربی‌ شد و درنتیجه‌، بازرگانان‌ و جهانگردان‌ و جغرافیدانانی‌ كه‌ برای‌ امور اقتصادی‌ یا مأموریت‌ و كسب‌ اطلاعات‌ به‌ سرزمینهای‌ دوردست‌ سفر می‌كردند، مشكل‌ زبانی‌ چندانی‌ برای‌ ایجاد ارتباط‌ با مسلمانانِ غیرعرب‌ نداشتند.

مجموع‌ این‌ عوامل‌ توسعه چشمگیری‌ در اطلاعات‌ جغرافیایی‌ به‌ وجود آورد و در نتیجه‌، فلسفه‌ و علم‌، از جمله‌ جغرافیا، در جهان‌ اسلام‌ شكوفایی‌ و بالندگی‌ یافت‌. در زمان‌ ظهوراسلام‌، 56 جمعیت‌ جزیره العرب‌ بدوی‌ و صحراگرد بودند كه‌ با چوپانی‌ روزگار می‌گذراندند و به‌ اقتضای‌ فصول‌ سال‌ و باران‌ زمستان‌، رمه‌های‌ خود را از چراگاهی‌ به‌ چراگاه‌ دیگر می‌بردند. در سفرهای‌ دور در صحرای‌ وسیع‌ و عریان‌ عربستان‌، چه‌ برای‌ جنگ‌ و چه‌ در حالت‌ صلح‌، ستاره‌های‌ آسمان‌ تنها راهنمای‌ قافله‌ها بود و ستاره‌شناسی‌ یا نجوم‌ تقریباً دانشی‌ همگانی‌ بود كه‌ محیط‌ زیست‌ بر آنها تحمیل‌ می‌كرد. از سوی‌ دیگر، شناسایی‌ مراتع‌ و نوع‌ پوشش‌ گیاهی‌ جزیره العرب‌، واحه‌های‌ پراكنده آن‌ و نیز حیوانات‌ وحشی‌ و سكونتگاه‌ آنها، از ضرورتهای‌ ادامه حیات‌ چوپانی‌ به‌شمار می‌رفت‌ و حدود و سطح‌ دانش‌ جغرافیایی‌ حاكم‌ بر جزیرة العرب‌ را مشخص‌ می‌ساخت‌ كه‌ از برخی‌ تصورات‌ سنّتی‌ و قدیمی‌ یا نام‌ مكانها و كوهها و بیابانها و واحه‌ها در عربستان‌ و سرزمینهای‌ مجاور فراتر نمی‌رفت‌.

با استقرار حكومت‌ عباسیان‌ در بغداد در سال‌ 132 و بر پایه عواملِ پیش‌گفته‌، در زمینه علوم‌، به‌ ویژه‌ جغرافیا، فعالیتهایی‌ صورت‌ گرفت‌. در بغداد بیت‌الحكمه * تشكیل‌ شد كه‌ در آن‌ مترجمان‌ به‌ ترجمه كتابهای‌ علمی‌ می‌پرداختند. از جمله كتابهای‌ جغرافیا كه‌ در این‌ دوره‌ از یونانی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ شد، جغرافیای‌ بطلمیوس‌ بود كه‌ دانشمند بزرگ‌ اسلامی‌، خوارزمی‌ (متوفی‌ بعد از 232)، آن‌ را به‌ عربی‌ برگرداند (برای‌ اطلاع‌ از این‌ كتاب‌ رجوع کنید به خوارزمی‌، 1962). از طریق‌ این‌ ترجمه‌ها بود كه‌ مسلمانان‌ با مفاهیم‌ اولیه جغرافیایی‌، مانند شكل‌ و حركات‌ زمین‌ و تقسیمات‌ طول‌ و عرض‌ جغرافیایی‌ و حركت‌ اجرام‌ سماوی‌ و دیگر موضوعات‌ جغرافیای‌ ریاضی‌، آشنا شدند و از منابع‌ شرقی‌ (هندی‌، ایرانی‌، سنسكریت‌) نیز بهره‌ بردند و به‌تدریج‌ به‌ مفاهیم‌ جغرافیایی‌ غنا بخشیدند.

دانش‌ جغرافیا و نجوم‌ هندی‌ از طریق‌ اولین‌ ترجمه كتاب‌ سنسكریت‌ سدّهانتَ به‌ ادبیات‌ جغرافیایی‌ عربی‌ راه‌ یافت‌. این‌ كتاب‌ در زمان‌ منصور عباسی‌ (حك : 136ـ 158) به‌ عربی‌ ترجمه‌ شد و خود مبنای‌ دانش‌ مسلمانان‌ در نجوم‌ و جغرافیا گردید، السند هندالصغیر خوارزمی‌ و السند هند مروزی‌ بغدادی‌ (نیمه دوم‌ سده سوم‌؛ نلّینو ، ص‌150).

گردش‌ زمین‌ به‌دور محور خود، نسبت‌ آب‌ و خاك‌ در كره زمین‌ به‌ صورت‌ نصف‌ به‌ نصف‌، شباهت‌ خشكیهای‌ زمین‌ به‌ لاك‌پشتی‌ كه‌ از همه‌ طرف‌ با آب‌ احاطه‌ شده‌ و شبیه‌ گنبدی‌ است‌ كه‌ مرتفع‌ترین‌ نقطه آن‌ درست‌ زیر قطب‌ شمال‌ قرار گرفته‌، و سكونت‌ انسان‌ در نیمكره شمالی‌ از جمله‌ موضوعاتی‌ بود كه‌ مسلمانان‌ از هندیان‌ آموختند ( د. اسلام‌ ، ج‌ 2، ص‌ 576 -577).

نفوذ معلومات‌ جغرافیایی‌ ایرانیها در جهان‌ اسلام‌، بیشتر از جاهای‌ دیگر بود، زیرا در ایران‌ جندیشاپور وجود داشت‌ كه‌ مركز بزرگ‌ دانش‌ و پژوهش‌ بود. مسلمانان‌ با آثار پهلوی‌ در نجوم‌ و جغرافیا و تاریخ‌، از طریق‌ ترجمه‌ها، آشنا شدند و احتمالاً بر اثر فتوحات‌ اولیه خود، اطلاعات‌ وسیعی‌ در باره پادشاهی‌ ساسانی‌ و تقسیمات‌ اداری‌ آن‌ به‌دست‌ آوردند. از جمله‌ مفاهیم‌ مهم‌ جغرافیایی‌ ایرانیان‌، كه‌ مسلمانان‌ آن‌ را اتخاذ كردند و به‌ كار بردند، مفهوم‌ هفت‌ كشور (هفت‌ اقلیم‌) بود كه‌ در آن‌، جهان‌ به‌ هفت‌ دایره هندسی‌ مساوی‌ تقسیم‌ می‌شد كه‌ هركدام‌ یك‌ كشور را تشكیل‌ می‌داد. سنّتهای‌ ایرانی‌ در متون‌ راجع‌ به‌ بازرگانی‌ دریایی‌ و دریانوردی‌ مسلمانان‌ هم‌ نفوذی‌ عمیق‌ داشت‌؛ وجود واژه‌هایی‌ مانند بندر، ناخدا، رهنامه‌ و امثال‌ آن‌ در ادبیات‌ جغرافیایی‌ عربی‌ حاكی‌ از آن‌ است‌. نفوذ ایرانیان‌ در نقشه‌كشی‌ مسلمانان‌ نیز آشكار است‌ و از جمله‌ شواهد آن‌ به‌كار بردن‌ اصطلاحاتی‌ نظیر طیلسان‌، شابوره‌، قواره‌ و امثال‌ آن‌ در توصیف‌ سواحل‌ و نیز گفته‌های‌ جغرافیدانان‌ اسلامی‌ در باره نقشه‌های‌ مبتنی‌ بر نظام‌ تقسیمات‌ كشور ایران‌ است‌ (همان‌، ج‌ 2، ص‌ 577).

دانش‌ جغرافیایی‌ یونانیان‌ بیشتر از طریق‌ ترجمه كتاب‌ جغرافیای بطلمیوس‌ در اختیار مسلمانان‌ قرار گرفت‌. این‌ كتاب‌ در دوره خلفای‌ عباسی‌ چندین‌ بار به‌ عربی‌ ترجمه‌ شد كه‌ آنچه‌ به‌جا مانده‌ ترجمه خوارزمی‌ است‌. از جمله این‌ ترجمه‌ها، ترجمه ابوالحسن‌ ثابت‌بن‌ قرّه‌ * (متوفی‌ 288) است‌ (ابن‌ندیم‌، ص‌ 328) و ظاهراً ابن‌خرداذبه‌ نیز به‌ ترجمه كتاب‌ بطلمیوس‌ دسترسی‌ داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به ابن‌خرداذبه‌، ص‌ 5). علاوه‌ بر جغرافیای‌ بطلمیوس‌، دیگر كتابهای‌ او نیز به‌ عربی‌ ترجمه‌ شد و سرآغاز تحول‌ علمی‌ نجوم‌ و جغرافیا گردید (برای‌ اطلاع‌ بیشتر رجوع کنید به بطلمیوس‌ * ). گرچه‌ نفوذ ایران‌ در جغرافیای‌ ناحیه‌ای‌ و توصیفی‌ و همچنین‌ در نقشه‌كشی‌ چشمگیر بود، نفوذ علمی‌ و فلسفی‌ یونان‌ در جغرافیای‌ ریاضی‌ و طبیعی‌ و انسانی‌ و زیستی‌ در قالب‌ مفاهیم‌ بطلمیوسی‌، در جغرافیای‌ اسلامی‌ پایدارتر بو�